يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
230
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
رايات اعلى آمده پيوستند - امراى ديگر را فرمان داد تا از گرد حصار دور نشوند - خود بر سبيل تعجيل در گذر بوهي رفت - چون آن « 1 » مقهور را ازين حال خبر شد بيحال گشته از دور روى بانهزام آورده - چون لشكر منصور در نواحي ديبالپور رسيد و لب آب بياه را عبره كرد « 2 » در كرانهء راوي نزول فرمود - آن ملعون از آب جيلم نيز گذارا شد - ملك الشرق سكندر تحفه را شمس الملك خطاب شد - و اقطاع ديبالپور و جالندهر يافت « 3 » - و با عساكر قاهره بر طايفهء مقهور كه در حصار لوهور محصر بودند نامزد كرده خود بسلامتى طرف حصار سيور كه در قبض آن مقهور بود روان شد - لب آب راوي نزديك قصبهء طلنبه عبره كرد - ملك الشرق را در تعاقب شيخ علي فرستاد - آن مقهور از خوف چنان گريخته رفت كه باز پس نديد - بيشتر اسپ و رخت و اسباب او كه در كشتيهاى او « 4 » بود بر دست لشكر اسلام آمد - در حصار سيور امير مظفر برادرزادهء شيخ علي مذكور بود - به قوت حصار محصّر شده با بادشاه قريب يك ماه جنگ كرد - آخر الامر عاجز گشته مذاكرهء اصلاح در ميان آورده - در ماه رمضان عمّت بركاته سنة المذكور دختر خويش براى پسر بادشاه و مبلغى مال بوجه خدمتى داده صلح كرده - و در ماه شوال سنة المذكور طايفهء ملاعين كه در حصار لوهور محصّر بودند از ملك الشرق شمس الملك امان خواسته حصار خالي كردند - حصار مذكور را ملك الشرق « 5 » شمس الملك مذكور قابض گشت - چون بادشاه عالمپناه از مهم سيور « 6 » و فتح لوهور فارغ شده
--> ( 1 ) M . omits آن ( 2 ) M . عبره كرده ( 3 ) M . جالندهر يافت محصر بودند ( 4 ) M . در كشتيها بود ( 5 ) M . ملك شمس الملك ( 6 ) M . سيور فتح لوهور